تبليغاتX
وقایع الاتفاقیه زبلستان
سلام....می میریم از هجوم امتحان ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در یکشنبه 17 آبان1388 |
اولا بگم ما همچنان مماخمان آویزان است....از بس آبریزش داشتم مچاله شدم ودهیدره شدم.....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در چهارشنبه 13 آبان1388 |
چیه؟؟؟؟

انتظار دارید همه چیو همین جا بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در جمعه 8 آبان1388 |
من بچه مماخو شدم... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در چهارشنبه 6 آبان1388 |
برید ادامه مطالب...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در جمعه 1 آبان1388 |
سلام...سلام..یه عالمه سلام...

ببخشید از تاخیرم..وای چقدر دلمان تنگیده بود...مثل معتادا که سروقتش مواد بهشون نمیرسه خمار

میشن ...منم همین جوری بودمو نمی تونستم درس بخونم...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در جمعه 24 مهر1388 |
سلام علکم...

خوب چی انتظار دارید بشینم سوتی های استادمونو بگم.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در شنبه 18 مهر1388 |
پستم کوتاههه........برید...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در چهارشنبه 15 مهر1388 |
سلام علکم.. salam alekom

خوبستین؟؟؟؟khubastin؟؟؟؟؟

پستم طولانی شده وتیتیری میگم چی میگم...

1.    یه گزارش کامل وجامع ومانع واینا بدم از ترمی که در پیش داریم..

2.    تصادف قشنگ

3.     جشن فارغ التحصیلی خواهر یانگوم



ادامه مطلب
نوشته شده توسط زِبل خان در جمعه 10 مهر1388 |